برخی رخدادها فقط یک رویداد تاریخی نیستند، بلکه لحظهای برای بازتعریف هویت، قدرت و آینده یک ملتاند. راهپیماییهای میلیونی تهران، قم، نجف و کربلا را باید از همین منظر نگریست. آنچه در این شهرها شکل گرفت، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه تجلی ظرفیت عظیم معنوی، اعتقادی و اجتماعی مکتب تشیع بود، ظرفیتی که در طول تاریخ، هرگاه عدالت، استقلال و کرامت انسان در معرض تهدید قرار گرفته، توانسته است جامعه را به حرکت درآورد و معادلات سیاسی و اجتماعی را دگرگون سازد.
قدرت مذهب شیعه، فقط در مناسک و شعائر آن خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی آن برای تبدیل ایمان به مسئولیت اجتماعی و باور دینی به کنش تاریخی نهفته است. فرهنگ عاشورا، شهادت را پایان راه نمیداند، آن را آغاز بیداری جامعه میشمارد. از همین رو، در اندیشه شیعی، خون شهید صرفاً مایه اندوه نیست، منشأ حیات، حرکت و مطالبه عدالت است. این همان منطقی است که در طول قرنها، نهضتهای بزرگ شیعی را شکل داده و روح مقاومت را زنده نگه داشته است.
شعار «یا لثارات» نیز در همین چارچوب قابل فهم است. این شعار، در سنت شیعی، نماد مطالبه عدالت، نفی ظلم و ایستادگی و انتقام در برابر ستم است. خونخواهی امام، به معنای استمرار مبارزه با هر ساختاری است که ظلم، اشغال، استکبار و سلب کرامت انسان را بازتولید کند. از این منظر، عاشورا یک حادثه متعلق به گذشته نیست، یک مکتب زنده برای مواجهه با بیعدالتی در هر عصر و هر سرزمین است.
راهپیماییهای میلیونی تهران، قم، نجف و کربلا و در روزهای آینده در مشهد مقدس نیز باید در امتداد همین سنت تاریخی تحلیل شوند. این حضور معجزهآسا، تنها ابراز احساسات نسبت به یک شخصیت نبود، بلکه بازنمایی پیوند عمیق میان هویت دینی، حافظه تاریخی و مسئولیت اجتماعی بود. میلیونها انسان، با زبان حضور، اعلام کردند که سرمایه اصلی این جبهه، پیش از آنکه تجهیزات و امکانات مادی باشد، ایمان، اعتقاد و فرهنگ ایثار است، سرمایهای که بارها در برابر تهدیدهای سخت، عامل اصلی پایداری و انسجام بوده است.
این حضورهای میلیونی و این جوششهای کمنظیر مردمی، در عین حال نشانهای روشن از جایگاه ریشهدار رهبری، روحانیت و ولایت در میان مردم نیز بود. در شرایطی که طی سالهای گذشته، بخش مهمی از جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن بر تضعیف مرجعیت دینی، ولایت و روحانیت متمرکز بوده است، اجتماع خودجوش میلیونها انسان در تهران، قم، نجف و کربلا نشان داد که این نهادها همچنان از مهمترین کانونهای اعتماد، هویتبخشی، انسجام اجتماعی و بسیج مردمی در جامعه ایران و جهان تشیع به شمار میروند. این پیوند، صرفاً یک رابطه سیاسی نیست، بلکه ریشه در باورهای دینی، حافظه تاریخی و تجربههای مشترک ملت دارد و در بزنگاههای سرنوشتساز، خود را در قالب وحدت، همبستگی و حضور آگاهانه مردم آشکار میسازد.
این واقعیت یکی از مهمترین روایتهای جنگ شناختی علیه ایران و جبهه مقاومت را به چالش کشید. سالها تلاش شد چنین القا شود که دین دیگر توان بسیج اجتماعی ندارد و هویت دینی جای خود را به فردگرایی و بیتفاوتی داده است. اما آنچه در این راهپیماییهای میلیونی مشاهده شد، نشان داد که مکتب تشیع همچنان از ظرفیت بالایی برای ایجاد همبستگی اجتماعی، تولید امید، تقویت تابآوری و شکلدهی به کنش جمعی برخوردار است. این، یک واقعیت میدانی است که نمیتوان آن را با روایتهای رسانهای انکار کرد.
البته ماندگاری این سرمایه عظیم، زمانی خواهد ماند که به سرمایه حکمرانی نیز تبدیل شود. مردم، علاوه بر وفاداری، پیام دیگری نیز داشتند، عدالت، صداقت، کارآمدی، مبارزه با فساد، حفظ کرامت مردم و تقویت اعتماد عمومی. تجربه تاریخی نشان میدهد که سرمایههای برخاسته از ایمان، زمانی پایدار میمانند که با عدالت و حکمرانی مسئولانه همراه شوند. همانگونه که نهضت عاشورا، در کنار حماسه، پیام اصلاح امت و احیای عدالت را نیز با خود داشت، هر حرکت اجتماعی الهامگرفته از آن نیز باید در مسیر اصلاح، مسئولیتپذیری و خدمت به مردم معنا پیدا کند.
از سوی دیگر، این حضور حامل پیامی روشن برای قدرتهای سلطهگر و اشغالگر نیز بود. تاریخ معاصر منطقه نشان داده است که هرگاه فرهنگ عاشورا به نیروی اجتماعی تبدیل شده، معادلات قدرت نیز دگرگون شده است. این فرهنگ به جامعه میآموزد که مشروعیت قدرت، نه از زور، بلکه از عدالت سرچشمه میگیرد و هیچ سلطهای، هرچند از پشتوانه نظامی و رسانهای برخوردار باشد، در برابر اراده ملتی که به هویت و آرمان خود باور دارد، پایدار نخواهد ماند. مهمترین پیام راهپیماییهای میلیونی تشییع امام شهید همین است که مکتب تشیع، همچنان یکی از بزرگترین منابع تولید سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و مقاومت در برابر سلطه و اشغالگری است. اما این سرمایه، امانتی تاریخی است. حفظ و تقویت آن، تنها با آرمانگرایی واقعبینانه، عقلانیت، عدالت، کارآمدی و پاسخگویی امکانپذیر است. خون شهید، ملت را بیدار میکند، به میدان میآورد، اما این عدالت، کارآمدی و حکمرانی مؤمنانه است که ملت را در میدان نگه میدارد. استمرار این سرمایه بزرگ، در گرو پایبندی عملی مسئولان به آرمانهای اسلام و انقلاب، مکتب امام کبیر و سیره امام شهید است. هنر حکمرانی، پاسداری از این امانت الهی و تبدیل آن به قدرتی پایدار برای عزت، امنیت، پیشرفت و تمدنسازی ایران اسلامی است.